دانلود کتاب بر باد رفته – جلد ۲

کتاب بر باد رفته pdf

کتاب بر باد رفته

 

نویسنده: مارگارت میچل

 

مترجم: حسن شهباز

 

انتشارات: امیرکبیر

 

فصل ۳۱

 

در یکی از بعد از ظهرهای سرد ماه ژانویه سال ۱۸۶۶، اسکارلت در دفتر کوچک بنای تارا پشت میزتحریر نشسته و برای عمه پیتی نامه می نوشت و برای دهمین بار برایش شرح می داد که چرا هیچ کدام از آنها، نه خودش نه ملانی و نه اشلی، هیچ یک نمی توانند به آتلانتا بازگردند و با او زندگی کنند. بی تابانه قلم را به روی کاغذ بگردش در می آورد برای اینکه میدانست عمه جز دو سطر اول، بقیه سطور را نخواهد خواند و باز نالان و شکوه کنان به او خواهد نوشت که آخر من نمی توانم در اینجا تنها زندگی کنم، برای اینکه میترسم!

 

انگشتانش یخ کرده بود و هرچند لحظه یک بار مکث می کرد تا آنها را کمی مالش دهد و گرم کند. در عین حال پاهایش را هم متوالیا در کفش مندرسی که شبیه به پاپوش ضخیم بدون رنگ و شکل بود فرو می برد. دیگر آن کفش نه پاشنه ای داشت و نه تختی، به جای آنها قطعات مندرس قالی را میخکوب کرده بود. فرشی که پایش را روی آن گذاشته بود حایل بین او و کف اطاق بود ولی پایش را به هیچ وجه گرم نمی کرد.

 

آن روز صبح ویل اسب را برداشته و به جونزبورو رفته بود تا آنرا نعل کند، پیش خود فکر می کرد که واقعا دوره ی عجیبی شده، اسب ها از مردم خوشبخت ترند برای اینکه می توانند نعلی به پا داشته باشند در حالی که پای مردم بصورت پای سگ های ولگرد، برهنه و کثیف در آمده بود…

 

برای خواندن ادامه متن کتاب بر باد رفته از طریق لینک زیر فایل PDF را دریافت کنید.

 

در ضمن برای دانلود کتاب های دیگری از نویسنده، مترجم و یا انتشارات کتاب بر باد رفته بر روی نام هر کدام کلیک کنید.

 


 

 دانلود فایل PDF کتاب بر باد رفته – جلد ۲ – اثر مارگارت میچل



منبع: http://takmb.blogfa.com/