مجموعه كامل فيلم هاي آموزش شوت زدن در بسكتبال

یکی از زیباترین لحظه های بسکتبال شوت زدن و کسب امتیاز است و ما هم سعی کرده ایم در این پست کلیپ ها و آموزش های خیلی جذاب و خوبی در این مورد برای شما همراهان تک مگابایت آماده کرده ایم

در این بخش انواع مدل های شوت مثل دو امتیازی ، سه امتیازی، پرتاب پنالتی، پرتاب منطقه ای، هوک و … را برایتان تهیه کرده ایم.

توضیحات جدول: سعي شده است كه كيفيت تمام فیلم ها ۳۶۰p باشد، تا براي دانلود و مشاهده مشكلي نداشته باشيد. برای دیدن همه ی فیلم ها در پایین سمت راست این جدول میتونید به صفحات بعدی و قبلی برید و از قسمت بالا و سمت چپ جدول هم میتونید تعداد نمایش فیلم ها رو تنطیم کنید که بصورت پیشفرض روی عدد ۱۰ تنظیم شده و از طریق کادر جستجو هم میتونید کلمه انگلیسی مورد نظرتونو در این آرشیو سرچ کنید.

لینک های پیشنهادی ما به شما:

مجموعه كامل فيلم هاي آموزش دریبل زدن در بسكتبال

مجموعه كامل فيلم هاي آموزش پاس دادن در بسكتبال

 



منبع: http://takmb.blogfa.com/

دانلود کتاب دلباخته (عقل و احساس)

کتاب دلباخته (عقل و احساس)

نویسنده: جین آستین

 

مترجم: عباس کرمی فر

 

انتشارات: هلال نقره ای

 

فصل ۱

 

خانواده دش وود از سالیان بسیار دور در ناحیه ساسکس ساکن شده بودند. املاک آن ها وسیع، و اقامت گاه شان در نورلند پارک، در مرکز املاک آن ها واقع شده بود، جایی که تا چندین نسل، در کمال عزت و احترام و خوش نامی زندگی کرده و احترام همگان را نسبت به خود جلب کرده بودند. آخرین مالک این املاک مرد مجردی بود که به سنین کهولت رسیده، و در طول سالیان متمادی زندگی خود، با مصاحبت و خانه داری خواهر خود زیسته بود. پس از درگذشت خواهرش که ده سال زودتر از فوت او روی داد، دگرگونی عظیمی در خانه ی او پدیدار گشت، زیرا برای پر کردن جال خالی خواهر، از برادرزاده خود آقای هنری دش وود، وارث قانونی املاک نورلند و کسی که وصیت نامه به او تعلق می گرفت، درخواست نمود تا در منزل او اقامت گزیند. در جوار برادرزاده، خواهرزاده و فرزندان آن ها، روزگار آن مرد محترم در کمال آرامش سپری گشت …

 


 

 دانلود فایل PDF کتاب دلباخته اثر جین آستین



منبع: http://takmb.blogfa.com/

دانلود کتاب اِما

کتاب اما (Emma)

 

نویسنده: جین آستین

 

مترجم: سالومه مهوشان

 

انتشارات: نشر سمیر

 

فصل ۱

 

اما وودهاوس زیبا، باهوش و ثروتمند، با داشتن خانه ای راحت و موقعیتی خوب و شاد از بهترین نعمات زندگی برخوردار بود. او نزدیک به بیست و یک سال داشت و در تمام مدت زندگیش ناراحتی و آزردگی اندکی را تجربه کرده بود.

 

پدر مهربان و بخشنده او دختر دیگری بزرگتر از اما هم داشت که ازدواج کرده بود و اما، پس از ازدواج خواهرش بانوی خانه ی پدری محسوب می شد. مادر او هنگامی که خیلی کوچک بود دار فانی را وداع گفته بود بطوریکه چیزی از نوازش های مادر را به خاطر نداشت، اما جای مادر او را معلم سرخانه ی بسیار کاردان و مهربانش پر کرده بود.

 

شانزده سالی می شد که خانم تیلور در خانواده وودهاوس پذیرفته شده بود. او بیشتر از یک معلم، دوست خانواده محسوب می شد و عاشق دختران وودهاوس بود او علاقه ی خاصی به اما داشت. بین او و اما صمیمیت زیادی وجود داشت. حتی پیش از اینکه خانم تیلور مدیریت خانه را به دست گیرد خلق و خوی ملایم و آرام او مانع تحمیل هر گونه محدودیتی بر اما می شد. سایه اقتدار و جبر او سال ها پیش از بین رفته بود. و او و اما همچون دو دوست صمیمی در کنار یکدیگر زندگی می کردند و اما آنچه را که او دوست می داشت انجام می داد.

 

بدترین وجه موقعیت اما قدرت بیش از حد، خودسری و دست بالا گرفتن خودش محسوب می شد. یعنی این خطرات رفتار او را تهدید می کرد و این زیان ها ممکن بود وضعیت او را تهدید کند ولی در حال حاضر این خطر غیرقابل درک و نامحسوس بود به گونه ای که در حقیقت نمی شد آنها را خطر واقعی محسوب کرد …

 


 

 دانلود فایل PDF کتاب اما اثر جین آستین



منبع: http://takmb.blogfa.com/

دانلود کتاب ۱Q84

نویسنده: هاروکی موراکامی

 

مترجم: معصومه عباسی نتاج عمرانی

 

انتشارات: آوای مکتوب

 

فصل ۱

 

آاُمامه

 

اجازه ندهید ظواهر شما را فریب دهد.

 

رادیوی تاکسی روی موج اف ام کلاسیک بود. سمفونی جاناسک احتمالا موسیقی ایده آلی برای گوش دادن در ترافیک نیست. راننده میانسال تاکسی هم به نظر نمی رسید که به آن توجهی داشته باشد. با لبان بسته مانند ماهیگیری کهنه کار که در قوس قایقش ایستاده و به هم پیوستن بدشگون دو جریان رود را نظاره گر باشد به امتداد بی پایان ماشین ها که در شاه راه کشیده شده بود خیره گشته بود. آاُمامه که در صندلی عریض عقب ماشین نشسته بود چشم هایش را بست و خود را در آوای موسیقی غرق کرد.

 

چند نفر می توانستند سمفونی جاناسک را بعد از چند بار گوش دادن به خاطر بیاورند؟ احتمالا چیزی بین خیلی کم و تقریبا هیچ کس. اما به دلایلی آاُمامه یکی از آن معدود نفراتی بود که می توانست.

 

جاناسک سمفونی کوتاه خود را در سال ۱۹۲۶ ساخت. در اصل او این سمفونی را برای فستیوال بازی های ژیمناستیک ساخته بود. آاُمامه چکوواسلواکی را در سال ۱۹۲۶ تصور می کرد. جنگ جهانی اول به تازگی به اتمام رسیده و …

 


 

 دانلود فایل PDF کتاب ۱Q84 اثر هاروکی موراکامی



منبع: http://takmb.blogfa.com/

دانلود کتاب و من دوستت داشتم

نویسنده: فردریک بکمن

مترجم: فرناز تیمورازف

انتشارات: چترنگ

فصل ۱

سلام. من باباتم. دیگر چیزی نمانده بیدار شوی، شب کریسمس در هلسینگبورگ است و من یک آدم کشته ام. معمولا قصه این جوری شروع نمی شود، خودم میدانم. اما من زندگی یک نفر را گرفته ام. فرقی می کند اگر بدانی زندگی چه کسی را؟

شاید فرقی نکند. اکثرمان ناگزیر می خواهیم باور کنیم که دلمان برای هر قلبی که از تپش می ایستد، به یک اندازه تنگ می شود. اگر ازمان بپرسند: “ارزش همه زندگی ها برابر است؟” بیشترمان با صدای بلند جواب می دهیم: “بله!” اما تا زمانی این پاسخ را می دهیم که به شخصی که دوستش داریم هنوز اشاره ای نکرده اند و نپرسیده اند: “زندگی او چی؟”

فرقی می کند اگر آدم خوبی را کشته باشم؟ آدمی که دیگران دوستش داشتند؟ زندگی با ارزشی را گرفته باشم؟

اگر بچه باشد چی؟ ….


 دانلود فایل PDF کتاب و من دوستت داشتم اثر فردریک بکمن



منبع: http://takmb.blogfa.com/

دانلود کتاب پرواز را به خاطر بسپار

نویسنده: یرزی کازینسکی

مترجم: ساناز صحتی

انتشارات: هاشمی

فصل ۱

در نخستین هفته های جنگ جهانی دوم، پاییز ۱۹۳۹، پدر و مادر پسر بچه ای شش ساله، او را مثل هزاران کودک دیگر از شهرهای بزرگ اروپای شرقی به دهکده دورافتاده ای فرستادند تا در امان باشد.

مردی که به شرق سفر میکرد، پذیرفت که در مقابل مبلغ متنابهی، برای پسربچه، پدرخوانده و مادرخوانده ای موقتی پیدا کند. پدر و مادر کودک که چاره دیگری نداشتند پسربچه را به او سپردند.

پدر و مادر بچه باور داشتند که دورکردن فرزندشان بهترین راه اطمینان از ادامه حیات او در طول جنگ است. به خاطر فعالیت های ضدنازی قبل از جنگِ پدر، والدین کودک که خود نیز، برای اجتناب از کار اجباری در آلمان و یا زندانی شدن در اردوگاه کار اجباری، ناگزیر از اختفا بودند؛ می خواستند کودک خود را از این مخاطرات برهانند و امیدوار بودند که سرانجام روزی به یکدیگر برسند.

اما حوادث، نقشه های آنان را نقش برآب کرد. در بحبوحه جنگ و اشغال، در نتیجه انتقالات مستمر جمعیت، پدر و مادر تماس خود را با مردی که فرزندشان را در دهکده جای داده بود از دست دادند. آنان می بایست بپذیرند که شاید دیگر هرگز پسر خود را باز نیابند….


 دانلود فایل PDF کتاب پرواز را به خاطر بسپار اثر یرزی کازینسکی



منبع: http://takmb.blogfa.com/

دانلود کتاب دا (خاطرات سیده زهرا حسینی)

نویسنده: سیده اعظم حسینی

انتشارات: سوره مهر

فصل ۱

چند ماه بود که از بابا خبری نداشتیم. او به خاطر فعالیت های سیاسی اش به ندرت خانه می آمد. طوری که ما به نبودنش عادت کرده بودیم. ولی این بار غیبتش طولانی شده بود.

مادرم می گفت: پدرت از وقتی کار در آسیاب پاپا را رها کرده و توی بازار گونی فروش ها مشغول شده، وارد فعالیت های سیاسی شده و با آدم های سرّی رفت و آمد میکند.

صاحب کار بابا، تاجر ایرانی الاصلی بود که به او حاجی می گفتند. او در جریان فعالیت های بابا بود و به نظر می رسید خودش و بقیه کارگرانش هم در این کارها نقش دارند.

در نبود بابا، حاجی دورادور هوای خانواده ما را داشت و خبر سلامتی و پیغام های او را به ما می رساند. گاهی پیش می آمد که وقتی بابا خانه بود، پیغام می داد: ” سیّد! اوضاع خطرناک است. خانه نمان.”

خیلی وقت ها همسایه ها سراغ پدرم را که از مادرم می گرفتند، او جواب می داد: شوهرم برای کار به قرنه رفته و چون راهش دور است، دیر به دیر به خانه می آید.

آن سال ها ما در شهر بندری بصره، در جنوب عراق زندگی می کردیم. خانه ما در محله رباط بود. چون رود دجله از آنجا می گذشت، محله سرسبز و پردرختی بود. محله ای مهاجر نشین با خانه های کاهگلی و سقف های شیب دار پوشیده از نی و بوریا. در آن زمان بیشتر خانه های بصره با همین مصالح ساخته می شد. خانه هایی با حیاط بزرگ و اتاق هایی دور تا دور آن….


 دانلود فایل PDF کتاب دا (خاطرات سیده زهرا حسینی)



منبع: http://takmb.blogfa.com/

دانلود کتاب شمال و جنوب

نویسنده: الیزابت گاسکل

مترجم: سارا خزاعی

انتشارات: گل آفتاب

فصل ۱

پیش به سوی جشن عروسی

خواستگاری ، ازدواج و …

مارگارت با ملایمت صدا زد:

« ایدیت! ایدیت! »

اما همان طور که حدس می زد، ایدیت خوابش برده بود. ایدیت با پیراهن چیت سفید و روبان آبی، روی مبل اتاق پذیرایی خصوصی خانه ی خیابان هارلی لندن، مثل یک تابلوی نقاشی، زیبا بود و اگر تیتانیا با چیت سفید و روبان آبی خفته بر روی مبل سرخ گل دار تجسم شده بود، حتما می شد ایدیت را به او تشبیه کرد.

مارگارت که از کودکی با دخترخاله ی خود بزرگ شده بود، معمولا به اندازه ی دیگران به زیبایی او دقت نمی کرد، اما حالا که لحظه ی جدایی هر آن نزدیک تر می شد، آن چه از جذابیت و شیرینی خلق در او می یافت، در نظرش صدچندان جلوه داشت. تا همین چند لحظه پیش، دو دختر مشغول گپ و گفت و گو در مورد عروسی و لباس و مراسمش بودند.از سروان لنوکس ، داماد، می گفتند که هنگ او در جزیره ی کورفو مستقر است و از زندگی در آن جزیره که به نظر ایدیت، معضل بزرگش کوک کردن پیانو می آمد.

صحبت از لباس های مورد نیاز برای ماه عسل در ….


 دانلود فایل PDF کتاب شمال و جنوب اثر الیزابت گاسکل



منبع: http://takmb.blogfa.com/

دانلود کتاب برباد رفته – جلد ۱

نویسنده: مارگارت میچل

 

مترجم: حسن شهباز

 

انتشارات: امیرکبیر

 

فصل ۱

 

اسکارلت زیبا نبود، اما مردانی که تحت تاثیر جاذبه ی قوی او قرار می گرفتند کمتر متوجه این حقیقت می شدند، نظیر برادران دوقلوی تارلتون که هر دو به او دلباخته بودند.

 

در سیمای او خصوصیات چهره ی ظریف مادرش که از خاندان اشرافی ساحل نشین فرانسوی و پدرش که از اخلاف ایرلندی بود و صورتی سرخ و شاداب داشت به خوبی دیده می شد. روی هم رفته سیمائی بود جذاب و دلنشین، چانه اش کشیده و فکش مربع بود. چشمانش حالت خاصی داشت.میشی نبود ، اما بیشتر به سبز روشن متمایل میگشت. دو گوشه اش مورب بود و مژگان های سیاه و بلندی بر آن سایه می انداخت. ابروانش سیاه و پرپشت و دوجانبش بطرف بالا متمایل شده بود. بدین ترتیب خطی مورب برپوست لطیف ماگنولیا رنگش پدید آورده بود. این رنگ و لطافت پوست در نواحی جنوبی خیلی مورد توجه زنان بود و اگر دختری از این موهبت برخوردار می شد، به کمک کلاه و نقاب و دستکش و پوشش های دیگر، از خطر سیاه شدن آفتاب گرم و سوزان جورجیا محفوظش می داشت.

 

در آنروز عصر ماه آوریل ۱۸۶۱ ، اسکارلت کنار دو بردار همزاد، استوارت تارلتون و برنت تارلتون در سایه ی خنک آلاچیق وسط کشتزار پهناور تارا که از املاک پدرش بود نشسته و صحبت می داشت. در آن ساعت روز، جذبه ی جمال اسکارلت بهتر جلوه گری می کرد….

 


 

 دانلود فایل PDF کتاب برباد رفته – جلد ۱ اثر مارگارت میچل



منبع: http://takmb.blogfa.com/

دانلود کتاب بر باد رفته – جلد ۲

کتاب بر باد رفته pdf

کتاب بر باد رفته

 

نویسنده: مارگارت میچل

 

مترجم: حسن شهباز

 

انتشارات: امیرکبیر

 

فصل ۳۱

 

در یکی از بعد از ظهرهای سرد ماه ژانویه سال ۱۸۶۶، اسکارلت در دفتر کوچک بنای تارا پشت میزتحریر نشسته و برای عمه پیتی نامه می نوشت و برای دهمین بار برایش شرح می داد که چرا هیچ کدام از آنها، نه خودش نه ملانی و نه اشلی، هیچ یک نمی توانند به آتلانتا بازگردند و با او زندگی کنند. بی تابانه قلم را به روی کاغذ بگردش در می آورد برای اینکه میدانست عمه جز دو سطر اول، بقیه سطور را نخواهد خواند و باز نالان و شکوه کنان به او خواهد نوشت که آخر من نمی توانم در اینجا تنها زندگی کنم، برای اینکه میترسم!

 

انگشتانش یخ کرده بود و هرچند لحظه یک بار مکث می کرد تا آنها را کمی مالش دهد و گرم کند. در عین حال پاهایش را هم متوالیا در کفش مندرسی که شبیه به پاپوش ضخیم بدون رنگ و شکل بود فرو می برد. دیگر آن کفش نه پاشنه ای داشت و نه تختی، به جای آنها قطعات مندرس قالی را میخکوب کرده بود. فرشی که پایش را روی آن گذاشته بود حایل بین او و کف اطاق بود ولی پایش را به هیچ وجه گرم نمی کرد.

 

آن روز صبح ویل اسب را برداشته و به جونزبورو رفته بود تا آنرا نعل کند، پیش خود فکر می کرد که واقعا دوره ی عجیبی شده، اسب ها از مردم خوشبخت ترند برای اینکه می توانند نعلی به پا داشته باشند در حالی که پای مردم بصورت پای سگ های ولگرد، برهنه و کثیف در آمده بود…

 

برای خواندن ادامه متن کتاب بر باد رفته از طریق لینک زیر فایل PDF را دریافت کنید.

 

در ضمن برای دانلود کتاب های دیگری از نویسنده، مترجم و یا انتشارات کتاب بر باد رفته بر روی نام هر کدام کلیک کنید.

 


 

 دانلود فایل PDF کتاب بر باد رفته – جلد ۲ – اثر مارگارت میچل



منبع: http://takmb.blogfa.com/